بهایی لوژی در ایران!
نوشته شده توسط دبیر
۰۱ خرداد ۱۳۸۶
 

                                  بهایی لوژی در ایران!

 

در این متن کوتاه به ساده ترین راه های شناخت بهائیان در ایران(بدون تمرکز بر روی اعتقادات آنها که به موازینی همچون صلح عالم، تساوی حقوق زن و مرد و... سوق داده می شود) خواهیم پرداخت،و آنها را با نوعی طنز غم آلود توصیف خواهیم کرد،تا مخاطب خود قضاوت نماید که حال،زمان خنده است یا گریه؟!

 

اصولاً در ایران مردم به 2 دسته تقسیم می شوند: 1- دیندار 2- واقعا بی دین

از دستهء اول 2 گروه دیگر استنتاج می شود:1- واقعا دیندار 2- بی دین!

شاید کمی مضحک و تا حدودی تاسّف بار باشد، امّا حقیقتاً این همان گروه دیندارِ بی دین هستند که ضربه هایی نابخشودنی بر ریشهء این مملکت زده اند،می زنند و خواهند زد.

از این ها که بگذریم، به گروهی دیگر خواهیم رسید به نام بهایی ها، که در بین آنها نیز دیندار و واقعا بی دین وجود دارند. امّا تفاوت فاحش واقعا بی دینان آنها ،با گروه دیندارِ بی دین در این است،که آنها چیزی را تخریب نمی کنند و اگر چه نمی توانند چیزی را بازسازند،ولیکن دست به ویرانی هم نمی زنند.

 و امّا گروه دیندار بهاییان و راههای شناخت آنها:

1- اگر زمانی دیدید که یکی از همسایگانتان از منزل خویش خارج شد، و در هنگام مراجعت، منزلش از طرف دولت مصادره شده بود، به جای پیدا نمودن معنای کلمهء مصادره در فرهنگ لغت!، به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آن فرد انجام دادند؟!

2- اگر زمانی دیدید که یکی از دوستانتان را به زندان انداختند،به جای خریدن گل یا کمپوت گلابی(ارزانترین نوع کمپوت)! به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آن فرد انجام دادند؟!

3-اگر زمانی دیدید که عدّه ای از افراد را از کارهای دولتیشان اخراج کردند،اگر دیدید که حقوق آنها را پرداخت نکردند و اموالشان را از آنها گرفتند، به جای تماس گرفتن با 110 یا زنگ زدن به آتش نشانی! به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آنها انجام دادند؟!

4- اگر زمانی دیدید که عدّه ای از افراد را به دانشگاه راه ندادند، یا پس از 25 سال، تنها چند نفر از آن گروه را آنهم به طور ناعادلانه به دانشگاه راه دادند و البته بعد از مدّتی آنها را با بی احترامی،از دانشگاه اخراج کردند، به جای گرفتن آمار تعداد لیسانسه های سیگار فروش! به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آنها انجام دادند؟!

5- اگر زمانی دیدید که تعدادی از کودکان و نوجوانان مظلوم را در مدرسه هایشان تحقیر کردند و مدیران و معلّمانشان، به آن بی زبانان، توهین روا داشتند، به  جای رجوع به دایرهء لغات فحش های احتمالاَ غیر مجازتان! به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آنها انجام دادند؟!

6-اگر زمانی در خبرها خواندید،که گروهی در ایران،تحت نظارت فوق العاده شدید می باشند و نامه های محرمانهء بسیاری برای تشدید این زیر ذرّه بین بودن، بین عزیزان دولتی ردّ و بدل می گردد، به جای آنکه به فکر نوشتن نامهء فدایت شوم به خدا باشید! به این بیاندیشید که چرا چنین کاری را با آنها انجام دادند؟!

7- اگر زمانی به نوشته هایی این چنینی برخورد کردید،و متوجّه شدید که انسانی چشم امیدش به افرادیست که امیدوار است نظر بر نوشته هایش نمایند، به جای آنکه آن نوشته را 2 مرتبه از اوّل بخوانید!، تنها یک مرتبه به این بیاندیشید که چرا او دست به نوشتن چنین متنی زده است؟!

 

و در نهایت،اگر این متن را تا انتها خواندید، به جای آنکه بخواهید برای افرادی که به خاطر اعتقادشان حاضر شدند در کشورشان بمانند و جانشان را فدا نمایند،اشک ماتم بریزید، به جای آنکه بخواهید به جستجو بپردازید که این افراد کیستند و چه می گویند، لطفا تنها یک دقیقه به حرفهای بنده با دقّت گوش فرا دهید .من کار شما را ساده خواهم کرد و به شما خواهم گفت: آنها بهایی های ایرانی هستند، همان هایی هستند که ایران را با تمام صفاتش دوست می دارند، همان هایی که...

همان هایی که شناساییشان نه نیاز به برنامه های محرمانه دارد و نه نیاز به نظارت شدید.

بله شما بدون هیچ برنامهء محرمانه ای و بدون هیچ گونه زحمتی آنها را شناختید،پس به جای آنکه از این طریقهء سادهء شناسایی آنها، غرق در شادی و فرح شوید، به این بیاندیشید که :

براستی بهاییان چه می گویند که مستحقّ چنین اعمالی هستند؟

 براستی آنها چه کرده اند، که اموالشان مصادره شده است؟

براستی از آنها چه شنیده اند،که عدّه ای از آنها را شهید کرده اند؟

براستی از آنها چه دیدند،که می گویند بهاییان نجس هستند؟

براستی آنها چه گناهی مرتکب شده اند،که حقّ ورود به دانشگاه و ادامهء تحصیل را ندارند؟

براستی از آنها چه گناهی سرزد،که از کارهایشان اخراج و حقوقشان را تصرف نمودند؟

براستی...

و براستی که این براستی ها تمام نشدنی هستند

 

خواندم از مهرو صفا ، صدق و وفا

                                          بر گلویم سرب داغ ریختند ، من گفتم چرا؟

گفتند این دنیا نداند صدق چیست

                                          یا که آن مهر و صفا از بهر کیست

سرب داغ، بر گلویت گر رود

                                         این نشان آن وفاست، دانی عشق چیست؟

گفتم ای یار،من گلویم پیش از این

                                          از شعلهء عشقت،خونها دیده است

چون ندیدی خون دل را، پس بدان

                                         در دلم جز یاد تو، هیچ عشق نیست

 

 

 

 

 

شاد باشید

 

                                      

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
aida_viand  - sadddddd |1386-3-1 16:29:38
جرم شما شهامت است
جرم شما پايان بخشيدن به خرافات است
جرم شما عاشق بودن است
شكيبا |1386-3-2 00:26:17
در اين دنيا معمولاً بي‌گناهان در معرض ظلم قرار دارند. در تاريخ همهء‌اديان همينطور بوده است. در همهء تحولات
اجتماعي و علمي و هنري و غيره همينطور بوده است. پس عجيب نيست كه بهائيان در ايران و بعضي كشورهاي ديگر مورد ظلم و
ستم باشند. عجيب اين است كه هنوز در بعضي كشورها اين ظلم و ستم شروع نشده است! كه احتمالاً به زودي خواهد شد
imanmotlagh  - سوال |1386-3-2 04:38:42
در ابتدای بحث مطلبی نوشتید که در ایران مردم یا دیندارن و یا بی دین و از آن استنتاج هم کردید
می خواستم بدونم از
کجا شما این آمار و در آوردید؟
من نمی دونم چرا شما فکر می کنید فقط بی دین ها آسیب به مملکت می زنند؟ که اسم
دیندارانی که ضرر وارد کرده اند به این مملکت را بی دین گذاشتید؟ شاید دین دارانند که دارند با حصن نیت گند می زنند
.
مطلب دیگر آنکه کی گفته بی دینان دست به ویرانی می زنند ولی متدنین نمی زنند ؟
فشار تزئیقات در ایران باعث خیلی
از اتفاقات شده است که بنده نیز آنها را تجربه کرده ام ولی هفت موردی که ذکر کردید بنده با قسمت اولش موافقم ولی با
قسمت دومش خیر شما دارید با این نوع حرف زدن ایرانیان را مسخره می کنید
و در نهایت آیا می شود کاری هم کرد بابت
اتفاقاتی که افتاده است یا خواهد افتاد بنده نیز ادعای آنرا دارم که بهائیان بی گناهند و روا نیست که بدین گونه
مورد آزار قرارگیرند .ولی شاید ایراد از بهائیان است چرا که شاید باید کاری را می کردند که نکردند فی المثل طبق
نصوصی که موجود است از هیاکل مقدسه اگر یک فرد بهایی یکی از تعالیم حضرت بهاالله را به خوبی انجام دهد دنیا گلستان
می شود (آیا ما بهائیان هم این کار را کرده ایم ؟) و در انتها از شما دوست عزیز که با زبان ساده ی خود این مطلب را ادا
کردید تشکر می کنم
کاویان |1386-3-2 07:24:19
شاهکار بود. با سپاس
Eghbali |1386-3-3 08:26:43
الله ابهی . ایمان من از شما سوالی دارم ,,,,, شما از کجا این آمار را بدست آورده ای که بهاییان به احکام حضرت
بهاءالله عمل میکنند یا نه ? اگر عمل نمی کردند امروز دیانت بهایی در سطح جهان گسترش نیافته بود . اکنون که شما
نشسته ای و از روی یک دیدگاه محدود همینطوری یک مطلب را نوشته ای جمعیت انبوهی از بهاییان از مادیات و امثالهم
گذشته به دورترین نقاط مهاجرت نموده اند عده زیادی بدون دریافت هیچ مبلغی در ارض اقدس به خدمت مشغولند حال بماند
خدمات محافل ملی و محلی و لجنه ها و خدمات اعضای بیت العدل اعظم و مشاورین و معاونین و دوستانی که در سایتهای بهایی
زحمت میکشند وووووو بعد از گذراندن کتاب ۱ طرح روحی نتیجه گرفتیم که هر شخص باید در فکر اصلاح اعمال خودش باشد و ما
باید این را بدانیم که بخاطر بهاییان دیگر بهایی نیستیم بلکه بخاطر بهایی بودنمان و برای رضای هیاکل مقدسه بهایی و
رضایت خداوند باید خود را به جامع جمیع کمالات انسانی نزدیک کنیم . ضمنا باید این را در نظر داشت که ادیان گذشته
همان روز اول رسمیت پیدا نکردند بلکه بطور میانگین بین .۱۵ تا ..۳ سال زمان برده اند آن هم بعد از کلی سختی در مورد
سختیهایی که در آستانه دخول افواج مقبلین در خارج ایران در آینده نه چندان دور داریم در پاراگرافی جدا گانه خواهم
نگاشت . و اما در رابطه با مقاله بهایی لوزی باید بگویم که متاسفانه نگارنده درست نوشته است , بخشی از مردم ایران
که کم هم نیستند از دایره دین خارج شده اند البته بنام خداپرست غیر مذهبی حتی برای خودشان انجمنهایی هم در خارج از
ایران دارند عددی هم بعنوان عدد مقدس دارند که آن عدد ۱ است یعنی فقط خدا ( حال این خدا را از کجا آورده اند خدا
میداند ) بوجود آمدن چنین تفکراتی سر نخی در متحد نبودن ادیان الهی دارد ..... پارگرافی را به دخول افواج مقبلین
اختصاص خواهم داد
sardabeer |1386-3-3 08:29:42
Eghbali aziz shoma matalabe khod ra mostaqiman baraye site befrest ta darj shavad. Maqalehaye mostaqel behtar va monsajemtar ast.

ba sepaas
saye  - مشخصه های دیگر |1386-3-3 09:58:33
دوست عزیز
واقعا از اینکه سالهاست این حرفهای تکراری را می زنید خسته نشدید؟.گیریم قرار است سالهای سال اوضاع
براین منوال باشد.پس تکلیف چیست؟.
شاید مشخصه های دیگری را بشود برای بهاییان ایران نام
برد.
افرادی که فکر
میکنند تمام حقیقت در انحصار ایشان است
و حاضر به شنیدن هیچ حرف دیگری نیستند.به واسطه همین استعداد شدیدا مواجه
با کم سوادی و خشکی اندیشه در بین ایشان هستیم.
افرادی که به طور کلی دچار خودبزرگ بینی هستند و نمیدانم چرا کسی به
ایشان هشداری نمیدهد که این آفتی که است که رهایی از آن به این راحتی نیست.
افرادی که به جز تاریخ نبیل تاریخ دیگری
را نمی خوانند.و... صدها مشخصه دیگر که اگر مایل باشیم می توانیم مطرح ودر جهت رفع آن تلاش کنیم. .
Sardabeer |1386-3-3 10:01:21
Sayeh jaan,
Heyate Tahririyeh va moshavernie ma dar site hameh daneshgahy va saheb ta'leef dar tarikh va motaleate ejtemai hastand va ba tamame manabe tarikhy ashnayee kamel darand. Az ltfe shoma
sepaasgozareem.
paydaar basheed.
Eghbali |1386-3-3 12:17:13
یکی از الواح حضرت بهاءالله :: ( ترجمه از عربی به فارسی ) : ای کسی که به انوار وجه خداوند رو آورده ای , اوهام بر همه
ساکنان ارض چیره گشته , و آنان را از توجه به افق یقین و اشراق خداوند و ظهورات و انوارش باز داشته است . به پندار
واهی از کردگار باز مانده اند . از روی هوی و هوس سخن می رانند و نمیدانند چه می گویند . برخی از ایشان میگویند : آیا
آیات خداوندی نازل شد ? بگو قسم به دادار آسمانها آری . و میپرسند که آیا زمان قیامت فرا رسیده است ? بگو قسم به مظهر
بینات < الهی > نه فقط در رسید بلکه از وقت آن نیز گذشت . حاقه < رستاخیز > فرا رسید و حق با برهان و دلیل ظاهر شد . آنچه
مستور بود , آشکار گشت و حال آنکه مردم در ترس و پریشانی اند . زلزله ها به وقوع پیوست و گروه هایی از مردم از خشیت و
ترس خداوند توانا و زورمند به آه و ناله افتادند . بگو شیپور قیامت به صدا در آمد که ; امروز روز خداوند یگانه صاحب
اختیار است . برخی پرسیدند که آیا قیامت تمام شد ? بگو قسم به رب الارباب آری . و پرسیدند آیا قیامت بر پا شد ? بگو نه
فقط قایم ظهور کرد بلکه قیوم < جمال ابهی > نیز با ملکوت آیات پرده از رخ بر افکند . و پرسند آیا دیدی که مردم بیهوش و
مدهوش شدند ? فر مودند قسم به رب اعلی و ابهی آری . میگویند آیا درختان از ریشه کنده شدند ? بگو قسم به مالک صفات نه
فقط چنین شدند بلکه کوهها نیز فرو افتادند و به غبار مبدل شدند . میگویند پس بهشت و دوزخ کجاست ? بگو ای مشرک از خدا
بی خبر , بهشت دیدار من است و دوزخ نفس < اماره > توست . میگویند ما میزان روز قیامت را ندیدیم , بگو نیکو گفتید زیرا
قسم به خداوند رحمن که جز فرزانگان آن را نبینند . یکی میپرسد که آیا ستارگان از آسمان به زمین فرو ریختند ? بگو آری ,
این زمانی رخ داد که حضرت قیوم < جمال ابهی > در ارض سر < ادرنه > ساکن بود . ای صاحبان نظر عبرت بگیرید. همه علامات <
روز رستاخیز > با بر آمدن دست توانای خداوند از آستین بزرگی و اقتدار پدیدار شد . منادی الهی ندا سر داد که میعاد به
سر آمد , و آنان که به شکوه < کوه > طور ایمان داشتند , در این ظهور متوقف ماندند , از ترس خداوند مالک ایجاد به لرزه در
آمدند . ناقور شییپور روز قیامت میگوید آیا در صور دمیده شد ? بگو قسم به سلطان ظهور آنگاه که خداوند بر عرش اسم
رحمانش مستقر گشت , در صور دمیده شد . از سپیده رحمت پروردگار مطلع انوار , ظلمات < نادانی > به صبح روشن < دانایی
>تبدیل شد . نسیم خوش الهی وزیدن گرفت و ارواح در قفس تنگ بدنها تر و تازه شدند . امر الهی از جانب خداوند عزیز و منان
چنین قضا شده بود . کافران گفتند پس کی آسمان شکافته شد ? به ایشان بگو زمانی رخ داد که شما در قبور غفلت و گمراهی
بودید . در میان گمراهان یکی دست بر چشم میمالد وبه چپ و راست مینگرد < که یعنی این آیات کجاست ? > بگو نابینایی و
نمیبینی , امروز تو را پناهی نیست . برخی میگویند آیا حشر ونشر نفوس بر پا شد ? بگو قسم به کردگار آری . زمانی چنین شد
که شما در گهواره وهم و پندار خواابیده بودید . برخی میپرسند آیا کتاب به فطرت الهی نازل شد ? بگو نه فقط به فطرت
الهی نازل شد ,بلکه فطرت خود در حیرت است . ای خردمندان تقوی پیشه کنید . برخی از ایشان میپرسند آیا در روز محشر من نا
بینا بودم ? بگو سوگند بر آنکه بر ابر سوار است , آری چنین بودی . بهشت برین با گلهای معانی آراسته شد , و دوزخ از آتش
گناهان شعله بر کشید . بگو نور از افق ظهور درخشیدن گرفت و آفاق تابان شد زیرا صاحب روز میثاق پدیدار گشت . آنان که
شک ورزیدند زیان دیدند ,و هر کس که به نور یقین و مطلع ایقان روی آورد , بهره مند شد . خوشا به حال تو ای کسی که به آیات
نازله در این لوح مینگری و آنها را میخوانی , لوحی که ارواح از شوق آن به پرواز در آمدند . آن را محفوظ بدار و بر خوان
, که قسم به دینم این لوح باب رحمت پروردگار است . خوشا به حال آنکه صبح و شام آنرا بخواند . ما ندای ستایش و نیایش ترا
در این امر مقدس شنیدیم , ظهوری که کوه دانش از آن لرزید و گامهای استوار به زانو در آمد . ولی بها بر اهل بهاء باد ,
آنانی که به خداوند عزیز و وهاب روی آوردند . بدین ترتیب این لوح به سر آمد ولی بیان خداوند تمام نشد . صبر پیشه کن که
پروردگار صبور است ( مجموعه ای از الوااح جمال اقدس ابهی صفحه ۶۷ تا ۶۹ ) ونیز صفحه ۲۸۱ تا ۲۸۴ کتاب آموزه های نظم
نوین جهانی بهایی
saye  - sardabirث aziz |1386-3-4 04:01:21
جناب آقا و یا خانم عزیز سردبیر
واقعا از اینکه پاسخ قانع کننده ای به من دادی از شما ممنون هستم!؟اگر هر کس مختصری
در سایت شما به جستجو بپردازد متوجه این موضوع می شود که شما و سایر دوستانتان نه تنها به تاریخ علاقه مندید و اهل
مطالعه و تحقیق بلکه از اینکه به اسباب اینترنت چنین امکانی را فراهم ساخته اید بسیار جای خرسندی است.لذا لازم
نبود فضایل خودتان را به رخ مابکشید.
عرایض بنده در پاسخ به مقاله خام بهایی لوژی در ایران و در ذیل آن ذکر شد. و
قاعدتا در پاسخ به نویسنده محترم آن بود و در خصوص مشخصات بهاییان ایران به طور عام عرض گردید.
از اینکه خودتان را
مصداق عرایض بنده فرمودید جای گله دارد. شاید این هم از خصوصیات بهاییان باشد که فقط باید تعریف وتمجید
بشنوندوگرنه مخاطب را طرد می کنند(طرد به معنی عام ).
با این وجود اگر چه راقم این سطور نه مثل هییت تحریریه محترم
شما مدارک دانشگاهی دارد و رسیدگی به امور روزمره مجال تحقیق و مطالعه بسیاررا به او نمی دهد اما با همین اندک
بضاعت موجود علاقه مند است در همین مورد رفتار شناسی و خلقیات و مسایلی که گریبانگیر جامعه بهایی است با شما وارد
بحث شود.اگر اندکی هم با من موافق هستید خوشحال خواهم شد با هم به بحث بنشینیم.
سردبیر |1386-3-4 04:19:57
سایه گرامی
خواهش می کنم لحن را علمی نگاه دار و با راحتی حرف دلت را بگو.
saye  - بحث علمی ؟ |1386-3-4 09:09:07
سردبیر عزیز
بنده نهایت سعی ام را خواهم کرد که در یک چهارچوب اخلاقی بحث کنم چرا که معتقدم اخلاق از اعتقاد مهمتر
است.
اما منظور شما از بحث علمی رانمی فهمم.
اصولا مگر شما می توانید در مورد رفتار و اخلاق و اندیشه بهاییان امروز
سخن علمی بگویید.
مگر چقدر نقد علمی در این زمینه صورت گرفته است که دست مایه بحث ما شود.
و یا اصولا اگر نفدی علمی
نباشد مگر اشکالی دارد.
اگر شما نقد درستی از رفتار بهاییان و از همه مهمتر نقد مدیریت جامعه بهایی دارید لطفا به
من معرفی کنید تا من مطالعه کنم.
آیا فکر نمیکنید سالهاست جایگاه نقد در جامعه بهاییان ایران خصوصا در لایه های
مدیریتی آن فراتموش شده است.
شما و دوستان شما که تاریخ خوانده اید بهتر نیست عواقب چنیین رفتاری را برای همگان
روشن نمایید.؟.
عرایض بنده خیلی روشن است و دقیقا این حرفهای دل من و شاید خیلی های دیگر باشد
در انتها اگر سر دبیر
محترم فکر می کند که عرایض بنده علمی نیست بفرمایید تا دیگر مطلبی حضور شما ارسال ننمایم
ضمنا ظاهرا مخاطب من شخص
سردبیر است اگر امکان دارد ادامه گفتگو در جای دیگری از سایت انجام شود...
Eghbali |1386-3-4 13:53:04
الله ابهی . جناب سردبیر تلاش بی وقفه و موضوعات جالب شما جای تحسین و خسته نباشید دارد ... یکی از این سایت های ردیه
که قصد جو به هم زنی دارند , البته همینطور که میدانید این روزها بازارشان خراب است و تصمیم گرفته اند از این طریق
خود را مشغول کنند , خواهش دارم شما به روال معمول ادامه دهید و وقت گرانمایه را به این گونه قضایا مگذارید ,
پیشنهاد آنکه حدالمقدور مباحث امری رامطرح نمایید , متشکر میشوم ........ خانم سایه : از اینکه به هر طریق نظرات خود
را مطرح مینمایید به نوبه خود تشکر میکنم , اگر تمایل به بحث های دینی دارید , بسم الله , آماده ایم , این را قبلا
سردبیر محترم اعلام نموده بود در هر صورت ما اعلام آمادگی مینماییم . با تشکر
Sardabeer  - ba sepaas |1386-3-4 13:55:54
Ba sepaas az hamegey. Eghbali aziz khastih nabasheed va matlab befresteed. Sayeh geramy naqdhaye khod ra befrest. Manzoor az vajeye "elmi" keh bekar bordam naqd bitarafaneh, jeddi va tahlili
ast.
saye  - متاسفم |1386-3-4 15:23:26
آقا یا خانم اقبالی با سلام
بنده باید به این هوش و ذکاوت شماتبریک بگویم که چگونه به این زودی متوجه شدید بنده از
یکی از سایتهای ردیه بوده و در دوران کسادی کارمان به قصد ایجاد مزاحمت وارد بحث های ارزشمند شما شدم.
خیلی
خوشحالم که وجود جنابعالی اززحمت ارائه مصادیق بحث رفتار شناسی بهاییان ایران که در حال شروع با سردبیر محترم
بودکاست.
اگر شما احتیاج به بحث های امری دارید فکر میکنم به اندازه کافی شرایط آن مهیا است.
شایسته است که همگی ما
با اصلاح روش های خود شرایط گفتگو را با سایرین فراهم سازیم.چرا که برخوردهای چکشی و دگم تنها اسباب دافعه است و
مجالی برای جاذبه باقی نمیگذارد.
به واقع این روش سایرین را از فرهنگ گفتگو و شنیدن تعالیم بهایی محروم می
سازد.
من اگر جای سردبیر محترم این سایت بودم اجازه چنین توهینی را به کسی نمیدادم
سالها چه رنجها از اینگونه
برخوردهاکشیده ایم.
هرروزبا نامی وعنوانی .
به هرچه اعتقاد دارید لحظه ای در رفتارتان تامل کنید.
شاید این آب
روان میرود پای سپیداری بلند.
saye  - نقد علمی |1386-3-4 15:46:25
سردبیر محترم
از اینکه مجبور شدم قبل از پاسخ به شما برای دوست خوبمان اقبالی عزیر(ذوب در ...) مطلبی بنویسم پوزش می
خواهم.
در مورد نقد علمی که فرمودید به عرض میرسانم:
اجازه دهید مدتی از بحث بگذرد بعد ببینیم که کدام یک از طرفین
بیطرفانه و بدون حب و بغض ارائه مطلب میکند
در مورد بحث جدی به عرض میرسانم بنده به اقتضای سن و سالی که دارم مجال
شوخی کردن و وقت گذرانی ندارم
در مورد تحلیلی بودن بحث هم به حد توانم تلاش خواهم کردتا این امر صورت پذیرد.
تنها
یک نکته میماند که اصلا راجع به چه موضوع روشنی بحث کنیم.
بنده مواردی را قبلا به عرض رسانده ام. که ظاهرا، اساسا با
آن مخالفید در صورت امکان با رعایت شروط فوق الذکرمخالفت های خود را اعلام فرمایید.
سپاسگزارم

سردبیر  - سایه گرامی |1386-3-4 16:08:37
در انتظار مطالب شما هستم.
با گرمترین درودها و آرزوها
Eghbali |1386-3-4 19:22:29
با عرض ادب , امروزه دنیا مشکل علمی ندارد بلکه مشکل معنویت دارد و وجود چنین سایتهاییی به جهت رفع نیازهای معنوی
است , ولکن باز هم استدعا دارم که قضایا در در حول محور مسایل معنوی و مباحث دینی باشد . با تشکر از خانم سایه و آقای
سر دبیر و تمامی عزیزان دیگر
Eghbali |1386-3-4 20:54:16
الله ابهی . نکاتی در باره مسایل اخلاقی ..... زیارت کنیم :: حضرت ولی امرالله در توقیع ظهور عدل الهی میفرمایند :
موافقت و مماشات با عقاید و موازین و عادات و رسوم و رویه های افراطی چنین عصری که راه تدنی و انحطاط میپیماید خارج
از صراط تقوی و تقدیس است ,,,,,,,,,,,, و نیز میفرمایند : ( پیام بهایی شماره ۱۹۳ ص ۲۶ ) تقلید اقوام و ملل خارجه بسیار مضر
و علت توهین امرالله و ایجاد فساد نماید و مضر به اخلاق جوانان است , زیرا محیط مستعد این گونه مفاسد و مکاره , و
افراد اهلی بی قید , وجهشان بر غفلت و لا مذهبی متوجه , احبا باید مقاومت نمایند و در رفع این مفاسد بکوشند نه آنکه
ترویج و تقلید نمایند ,,,,,,,,,,, بیت العدل اعظم الهی در پیام ۱۹ شهر العلاء ۱۲۲ بدیع میفرمایند : در سیل امتحان تن به
موج خروشان سپردن و در جهت آب رفتن کاری سهل و آسان است و ساخته از هر ناتوان ولاکن مردان دلاورند که در مخالف امواج
شناورند ,,,,,,,,,,, و نیز در پیام ۵ جون ۱۹۷۷ میفرمایند : باید یاران علی الخصوص جوانان خلق بدیع شوند و از مضرات عادات
و افکار مفرطه شرق و غرب هر دو در کنار باشند , باید چون شجره طیبه در حدیقه وفا چنان ریشه دوانند که از گزند باد و
طوفان در امان باشند والا چون برگه خزان ناتوان بودن و دستخوش هر باد که از شرق یا غرب میوزد گردیدن , شان نونهالان
بوستان حقیقت نیست ,,,,,,,,,, شیخی شخص بکتاشی ( بزرگ ایل و طایفه ) را گفت : تا کی رذالت کنی بیا و چهل روز نماز و روزه کن ,
آنگاه عادت به نماز و روزه میکنی و از اعمالت دست بر میداری . بکتاش گفت چرا چهل روز , تو یک روز با من باش تا تمامی
این چیزها را فراموش کنی ( حکایت از حضرت عبدالبهاء ) بود ,,,,,,,,,,,,,, حضرت عبدالبهاء در بیانی شفاهی میفرمایند : شر قوی
تر از خیر است . مثلا اگر هزار نفر سالم باشند و یک نفر مریضی مسری داشته باشد , آن یک نفر میتواند سایرین را مریض
نماید ولی آن هزار نفر نمیتوانند تاثیری بر مریض گذارند ,,,,,,,,,,,,,,,,,,, با پوزش از اشتباه تایپی در چند سطر بالاتر
کلمه اهالی صحیح میباشد نه اهلی ,,,,,,,,,,,,,,,,,,, بهایی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
saye  - مشکل علمی |1386-3-5 17:13:25
اقبالی جان
قربانت گردم
فرموده ای " امروزه دنیا مشکل علمی ندارد
مرحبا
من نمیداتم تعالیم دوازده گانه
شماچقدر علمی است.
اما آنقدر که به عقل ناقص بنده میرسد
تساوی حقوق زن و مرد-تعدیل معیشت-زبان و خط واحد-تعلیم و
تربیت اجباری-مطابقت علم و عقل-... که آرزوی تحققش را دارید همگی جنبه های علمی دارد.
اصلا از نظر شما و امثال شماعلم
چیز بدی است چراکه بیشترین مشکل را همیشه با علم داشته اید.
هزاران هزار مسایل پیچیده عالم که تاکنون توسط
دانشمندان کشف گردیده و امروز ما از مواهب آن برخورداریم اصلا موضوعات علمی نیست و همگی جنبه های معنوی دارد..
به
صفحه کلید روبروی خود نگاه کنید و ببینید که چه حیرت آور است که حداقل من و شما که هیچگونه سنخیتی با هم نداریم
اینگونه در حال گفتگو هستیم .چرا که از منظر شما من مظهر شر و شما مظهر خیر مطلق هستید.
چه خونها که در تاریخ ریخته
شد به خاطر همین افتراق خیر و شر
آیا این موهبت صلح را مرهون علم نیستید.؟
آیا مگرتحقق صلح در قالب شعار وحدت عالم
انسانی برای شما هدف غایی نیست؟
پیشنهاد میکنم به سوال دوست عزیزمان ایمان که در مورد مطابقت علم و عقل و تناقض آن
بامصونیت بیت العدل سوال کرده اند پاسخی درخور به زبان خودتان و نه بر اساس بیانات مرقوم فرمایید تا ببینیم این
دغدغه محترم ایشان چقدر از طریق اندیشه های معنوی شماقابل حل است.




سردبیر  - سایه گرامی |1386-3-6 18:12:07
چرا تصور می کنی که از دید برخی شما مظهر شیطانید؟
نون و القلم  - ایمان گرامی |1386-3-6 18:17:42
سوال خوبی کردی. تناقضی تدارد ولی از دید علمی نمی شود محک زد...
Eghbali |1386-3-7 02:34:17
بنام خدا . امام صادق ع میفرمایند :: (( العلم سبعه و عشرون حرفا فجمیع مفاجایت به الرسل حرفان و لم یعرف الناس حتی
الیوم غیر الحرفین و اذا قام قایما اخرج الخمسه و العشرین حرفا )) پس کلام حق مشخص فرموده است که علم ۲۷ حرف دارد که
۲ حرف آن شناخته شده و با قیام قایم ۲۵ حرف دیگر آن شناخته میشود ,,,,,,, و همانطور که میبینیم بعد از ظهور حضرت باب
جهان از علمی به شدت ترقی نمود و این یکی از علایم ظهور بود ,,,,,,,,,,,, همین صفحه کلیدی که روبروی ردیه نویسانی چون
بهایی پژوهی ( بهایی ستیزی ) قرار گرفته و به وسیله کلیدهای آن رد مینویسند , از برکت این دو ظهور عظیم است , آری زمین
از آنها بیزار و اشیای ارض از آنها در گریز است , بقول حضرت محمد ص که فرمودند : فقهای آن زمان شریرترین فقهای زیر
سایه آسمانند , از آنها فتنه بر میخیزد و به خود آنها بر میگردد,,,,,,,,,,,,,,,,, تعالیم حضرت بهاءالله پشتوانه الهی دارد و
مو به مو اجرا شده و میشود , جای نگرانی نیست ,,,,,,,,,,,,,, خانم سایه اکنون که شما تا این بر مسایل علمی واقف و علاقه
مندید , لطف فرموده آیات ذیل را با علم و عقل هماهنگ فرمایید : سوره قیامت آیه ۳ ( و خسف القمر و جمع شمس و القمر ) ماه
تاریک میگردد < خسوف میشود >و خورشید و ماه جمع میشوند < کنار هم قرار میگیرند > در صورتی که در خسوف زمین بایستی بین
خورشید و ماه قرار گیرد و نور خورشید به ماه نرسد وخسوف واقع شود ,,,,, لطفا با دلیل و مدرک توضیحات جامعی ارایه
فرمایید به شرط آنکه از توضیحات آثار بهایی استفاده نفرمایید , اگر جوابهای شما قانع کننده بود ما بقی سوالات را
مطرح خواهم نمود
shahin95  - سایهء عزیز ملاحظه فرمائید |1386-3-7 05:40:56
سایهء عزیز
بنده نگارندهء مقالهء بهایی لوژی در ایران، مقاله ای که بمانند تمامی آثار بشری طبعا دارای نقائص و
نواقصی خواهد بود، نظرات شما را از بیرون، دنبال کرده ام و اینک چنین می پندارم که نظر خویش را به عنوان یک بهایی در
ارتباط با فرمایشات شما با هر اعتقادی، عرض نمایم.
بنده با کلّیّت مطالب شما موافق هستم،مخصوصا آنجایی که از نقش
علم در پیشبرد اهداف انسانی دفاع کرده اید. از طرفی مشاهده نمودم که دوست عزیز دیگرمان؛ یعنی کاربر اقبالی را به
مطلق گرایی در حوزهء دین متّهم نموده اید. بله، بنده هم موافق هستم که ما آدمیان در هیچ زمینه ای نباید روی به مطلق
گرایی آورده و اندیشه های نسبی گرای خویش را اسیر توهّمات دنیایی کامل نمائیم،هر چند تا جایی که عقلمان به عنوان
ابزاری کاربردی ما را همراهی می نماید، نیک است تا در مسیر صحیح شناخت حقیقی گام برداریم،ولی با علم به این مهم که
حقیقت یک شی نیست، بلکه یک مسیر است و انتهایش به انتهای فکر ما ختم نمی گردد.
پس بنده نه با مطلق گرایی در امور
دینی موافق می باشم نه با محض گرایی در امور علمی، و همانگونه که اشاره فرمودید، با مفهوم صحیح تطابق علم و دین
سازگاری دارم. امّا برای شناخت چنین مفهومی نیز، ابزاری لازم است و بنده معتقدم که چنین ابزاری را نمی توانیم در
صرفا آثار دینی یا فقط آثار علمی بیابیم و باز هم به یک تعامل محتاج می باشم.
پس لزومی ندارد که شما دوست عزیز چنین
اندیشه نمائید که از دیدگاه برخی شر محض هستید و دیگران در دیدگاه خویش،خیر مطلق. اتفاقا بنده به عنوان یک بهایی،
از نظرات شما استفاده نمودم و تا حدودی نیز نظراتم با شما همسو بوده است. اما فراموش ننمایم که باید نیمهء دیگر سکه
را نیز مورد مدّاقه قرار داده و سپس ایراد انتقاد نماییم، چرا که یک بعد نگری یا ما را در اقیانوس علم غرقه می سازد
یا اسیر طوفانهای خانمان سوز دین ظاهری خواهیم شد.(و من با هیچکدام موافق نمی باشم)
پس سایهء عزیز، به جای آنکه
چنین تصور نمائید که عدّه ای از سر تعصّب،مخالف آرمان های شما می باشند، و به جای آنکه شما نیز بر مبنای چنین
تصوّری(که البته صحیح یا غلط بودنش غیر قابل حصول است) دیدگاهی منفی نسبت به یک انسان، یعنی همنوع خود حاصل نمائید،
بیایید و در فضایی آرام و البته منظبط، به بیان نظرات خود در قالب مقاله ای بپردازید و آن را برای مدیران سایت نیو
نگاه که جملگی دارای تحصیلات عالی، تالیفات بی شمار و از اندیشمندان و محققان برجسته می باشند، ارسال نمایید، تا
آنها نیز در فضایی عادلانه نسبت به نظرات بی غرضانه و منطقی شما پاسخ خود را با توجّه به ضابطه های موجود ارائه
نمایند.
در پایان از شما دوست عزیز عذر می خواهم اگر مقاله ام در نظرتان،نوشته ای خام بود، ممنونم از اینکه نظرات
واقعی خویش را می دهید و بنده را با حقایقی که شاید بسیاری از مخاطبین از بیان آنها سر باز می زنند، آگاه می
سازید.

شاد باشید
saye  - اقبالی عزیز |1386-3-7 10:18:33
اقبالی عزیز
انگلیسی ها ضرب المثل قشنگی دارند بدین مضمون
آدمی را که خودش را به خواب زده نمی شود بیدار
کرد.
ظاهرا بنده و شما حرف همدیگر رانمیفهمیم
اگر من حرف شما را نمیفهمم جای تعجبی نیست چرا که شما یا به زبان
عربی(قران و احادیث) صحبت میکنید یا از
بزرگان نقل قول می فرمایید.اما عرایض بنده همگی به زبان شیرین فارسی است و
اگر چه شاید فصیح و زیبا نباشد اما قابل فهم است البته به جز بعضی ها.
توانایی استناد کردن به سخنان بزرگان هنری
است ارزشمند .امابه شرط آن که در متن گنجانده شود.
شما بهتر است به جای زحمت تایپ یا کپی کردن این مطالب
فاخر همگی
را دعوت به خواندن کتابهای مورد نظرتان کنید.
مثلا از این بعد بفرمایید: سایه قرآن بخوان.؟
چون ظاهرا قرار نیست به
من پاسخی دهید.
با همه این اوصاف از اینکه این چند روز بنده را تحمل فرمودید ممنوم هستم و ترجیح می دهم به خاطر حفظ
حرمت ها به این ارتباط پایان دهیم.

saye  - جناب شاهین عزیز |1386-3-7 10:22:41
از بزرگی و منش شما سپاسگزارم
امیدوارم بتوانیم با همیاری و تعاملی ارزشمند اسباب ترقی یکدیگر شویم.
متشکرم
saye  - جناب سردبیر |1386-3-7 10:38:05
حتما گفتگوی بنده و جناب اقبالی را ملاحظه می فرمایید
نقل قولی از بیانات شفاهی حضرت عبدالبها داشتند که چنین
استباط می شد که بنده را مصداق آن نفس مریض و شر معرفی فرمودند.
البته بعدا که با ایشان بیشتر آشنا شدم متوجه شدم که
ایشان اصولا مقید به ارائه پاسخ نیستند و هر چه از دهانشان در می آید نثار می کنند.
کافی است مطلب ایشان نقل قول
بزرگی باشد .آیا جای
طرح موضوع است یا نه برایشان مهم نیست.
من با چنین شخصیت هایی کاملا آشنا هستم.
شک ندارم در
تشکیلات شماعده کثیری پشت سر ایشان نماز می خوانند و سر ایشان قسم میخورند.
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کین
شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
با تشکر
سردبیر  - برای سایه |1386-3-7 14:38:17
دوست گرامی قرار بود که نقدی جامع بفرستی. بنده منتظرم.فدای شما
Pejman  - سايه جان ما را درمان كن |1386-3-11 23:40:28
اقبالي جان
بدنبال سئوالات سايه گشتم اما تنها چيزي كه يافتم اين بود: "ايا از تكرار اين داستانها خسته نشده
ايد؟" كه جوابي ساده دارد :نخير سايه جان خسته نشده ايم .ممنون از اينكه پرسيديد.سئوال دوم كه اتش بر خرمن افكار
پريشانم زد اين بود كه " پس تكليف چيست؟ " اين سئوال بنده را ياد يك برنامه طنزقديمي در تلويزيون مي اندازد كه
با مردم در خيابان مصاحبه مي كردند و از انها مي پرسيدند كه "نظر شما چيست؟" مصاحبه شونده ميگفت راجع به چي؟ و
اقا ميگفت "در كل نظر شما چيست؟"بعد از اصرار زياد طرف يه حرفي ميزد يكي ميگفت گرونيه يكي ميگفت زمانش را
طولاني تر كنيد يكي ميگفت امريكا.اين سئوال سايه وقتي جوابش مشكل تر مي شود كه سايه جان انتظار ندارد كه شما از كسي
نقل قول كنيد يا كمك بگيريد. سلفونتان را هم بايد خاموش كنيد و فقط نظر خالص خودتان را بگوييد.بله :"پس تكليف
چيست؟ " سايه جان نمي شود بي زحمت يه سئوال يه كم ساده تر بپرسي؟از انصاف نگذريم - ما هم ربط ان پاراگراف طولاني
اقبالي را به موضوع بغرنج تكليف نفهميديم. شايد در جواب چيز ديگري بود.يا يه چيزي شبيه گروني مذكور بود. بالاخره
ايراني ها تعارفي اند نمي توانند سئوال را بي جواب بذارند. بعد از اين دو سئوال فوق العاده عميق كه كف بنده را از ته
بريد اغاز به قلمي ساختن ترواشات فكري و ترشحات عقلي و شايد تحقيقات علمي -دانشگاهي -سياسي -الهي خويش مي فرمايند:
"بهاييان حقيقت را در انحصار خود مي دانند." بايد عرض كنم كه خبر ناگواري را به ما داديد اما باز هم تشكر مي كنيم
كه يك واقعيت جديد به بانك اطلاعاتيمان اضافه كرديد و اين انحصار را تقويت فرموديد. اما نمي توانم منظورتان را
بفهمم. ايا معتقديد كه بهاييان اين حقيقت را كه تركيب مناسب اكسيژن و هيدروژن اب است- از ان خود مي دانند؟ يا
منظورتان اصلا حقايق علمي نيست(كه با توجه به علم گرايي شما بعيد ميدانم حقايق بي شمار علمي -از جمله مقالات
تحقيقي خودتان را- بدون ذكر از قلم بياندازيد) شايد منظورتان انست كه بهاييان فكر مي كنند انچه مي گويند جزيي از
حقيقت است. كه جواب ما انست كه با اجازه بزرگتر ها بعله. و اميدواريم كه شما هم در مورد مطالبي كه پست كرديد چنين
نظري داشته باشيد. اصلا عقل ايجاب مي كند كه انسان چيزي را بگويد كه فكر مي كند درست است. و بعد مي فرماييد كه
بهاييان خود بزرگ بين هستند. الله اكبر! راستش خيلي سخته كه بتونم اينو اثبات يا نفي كنم اما اگر هم درست باشه
عزيزم اين از تاثير اب و هواست و ربطي به دين نداره. اين اب هواي بد مسلمون ها را تروريست بار اورده و بهايي ها رو
خود بزرگ بين. اين خود بزرگ بيني كار دستمون داده. حالا كه شما دستتون تو كار دوا دكتره يكي دو تا از اين مشكلات را
بهتون ميگم. مثلا ما بهايي ها غير بهايي را نجس مي دونيم. ما بهايي ها عده اي را كافر ميگيم و عده اي را ضالين. عده اي
را هم مشرك. اونهايي كه از دين بهايي برگردند را مرتد ميدانيم و اعدام ميكنيم. در بين بهاييان هستند كساني كه از اين
هم بالاتر ميروند و خود را ايت الله -ايت العظمي و غيره مي دانند.ايشان ف�وا صادر مي كنند كه مثلا حالا كه را بكشيم.
يا خون چه كساني حلال است. و يا حكم جماع با حيوانات را انشا ميفرمايند. زنان را هم نصف مردها مي دانيم. البته اين
يكي درست است و بايد هم باشد چرا كه همانطور كه اطلاع داريد و شايد در اين مورد هم تحقيقات كرده باشيد زنان يك دنده
كم دارند. لذا انها را در چادر مي پيچيم و گاهي هم سنگسار ميكنيم عبرتا الناظرين. بعله ما بهايي ها هيچ كتابي نمي
خوانيم.1000سال پيش وقتي به ايران حمله كرديم كتابخانه ها را سوزانديم به اين بهانه كه تاريخ نبيل كفايت است. و با ان
كتاب ها زير حمام را گرم كرديم. ما بهايي ها اينقدر خودبزرگ بينيم كه اجازه تحصيل را از ديگران سلب نموديم حتي در
كشوري كه در ان زاده شدند. خانه شان را خراب كرديم. شمع اجينشان كرديم و در كوچه و خيابان گردانديم.و از همه بدتر
وقتي مي گويند چرا با ما چنين مي كنيد مگوييم چقدر شما خود بزرگ بينيد حالا يه دانشگاه نرفتن و اوارگي و حبس واعدام
اينهمه سرو صدا نداره. سايه جان بي زحمت ما را درمان كن. سايه جان بي زحمت ما را درمان كن. كمي از ان ايات الهي بر ما
بخوان- انكه ميگويد:با يكديگر مدارا نماييد و از دنيا دل برداريد. يا انكه مي گويد
در روضه قلب جز گل عشق مكار و از
ذيل بلبل حب و شوق دست مدار
انكه تذكر ميدهد كه
غافلترين عباد كسي است كه در قول مجادله نمايد و بر برادر خود تفوق
جويد
و يا انكه چنين منع مي نمايد
لا تَنَفَّسْ بِخَطَأِ أَحَدٍ ما دُمْتَ خاطِئاً(به خطاي احدي دم مزن مادامي كه
خود از خطاكاراني)ياانكه ياداور ميشود كه
أَحَبُّ الأَشْيَاءِ عِنْدِي الإنْصافُ(عزيز ترين چيز نزد من انصاف
است.) سايه جان ما را درمان كن
Eghbali  - ندای حق |1386-3-13 08:19:50
بسم الله البهی الابهی . هر کدام از مظاهر ظهور به گونه ای مبعوث گردیدند , از جمله حضرت محمد ص از طرف جبرییل امین
به خطاب مستطاب (( اقرا باسم ربک الذی خلق )) مخاطب گردید , و حضرت بهاءالله از طرف روح اعظم الهی که بصورت حوریه ای در
مقابل آن حضرت مصور و مجسم گردید مبعوث گردیدند , و حوریه این چنین خطاب نمود (( انا ننصرک بک و به قلمک لا تحزن عما
ورد علیک و لا تخف انک من آلامنین سوف یبعث الله کنوز الارض و هم رجال ینصرونک بک و باسمک الذی به احیاءالله افیده
العارفین )) یعنی : تو را به تو و قدرت قلمت نصرت خواهیم نمود , مبادا از آنچه وارد آمد اندوهگین یا بیمناک شوی چه که
در پناه حفظ الهی هستی , بزودی خداوند گنجینه های زمین را مبعوث خواهد کرد و آن نفوسی هستند که به نصرت تو و نام حیات
بخش تو قیام خواهند نمود ,,,,,,,,,,,, حضرت بهاءالله در لوح مبارک خطاب به شیخ محمد تقی نجفی صفحه ۱۶ میفرمایند : در ایام
توقف در سجن ارض طاء ( سیاه چال طهران )اگر چه نوم از رحمت سلاسل و روایح منتنه قلیل بود ولکن بعضی اوقات که دست
میداد احساس میشد از جهت اعلای راس چیزی بر صدر میریخت به مثابه رودخانه عظیمی که از قله جبل باذخ رفیعی بر ارض
بریزد و به آن جهت از جمیع اعضا آثار نار ظاهر و در آن حین لسان قرایت مینمود آنچه را که بر اصغاء آن احدی قادر نه
,,,,,,,,,,,,, همچنین در لوح سلطان ایران ناصرالدین شاه میفرمایند : ( ترجمه ) نسیم پاک سبحانی وزید و به من علم الهی آموخت
, این علم از من نیست بلکه از خداوند دانای مقتدر است , خدا مرا به دعوت عالم مامور ساخت ,,,,,,,,,,,, و نیز میفرمایند : ((
لعمری انی ما اظهرت نفسی بل الله اظهرنی کیف اراد )) ترجمه : من به اراده خود چیزی نمیگویم بلکه به اراده خدا هر آنچه
که بخواهد و اراده فرماید عمل میکنم
saye  - درمان پژمان |1386-3-14 14:38:32
پژمان عزیز پاسخ دندان شکن شما را خواندم راستش خیلی از قسمت هایش رانتوانستم درک کنم
من همه وجودم پر از درده و
شدیدا دنبال یک سری درمان مناسب میگردم
اصلا هم ادعای درمان کسی را ندارم
من نگاه مثبتی به تعالیم بهایی دارم اما
از اینگونه برخوردهای
دوستان بهایی با چنین نقدهای مختصرمتاسفم
متعجبم که ایشان چگونه اندبشه اصلاح عالم را در
ذهن می پرورانند.
اصلاح عالم با چنین برخوردهایی کمی دور از ذهن می اید
با این وجود احساس میکنم که جنابعالی شخص
نکته بین و ریزبینی هستید
پیشنهاد میکنم درمورد بنده زودقضاوت نفرمایید ومجددا عرایض بنده به جناب اقبالی
راملاحظه فرمایید
درانتها میخواستم سوال کنم حضرتعالی در ایران زندگی میکنید ؟
Eghbali |1386-3-15 00:55:59
با عرض سلام . هم وطن و خواهر گرامی سایه گویا که سوء تفاهمی پیش آمده , بنده به شما و هیچ شخص دیگری هیچگونه جسارتی
ننموده ام بلکه بلعکس , تک تک شما عزیزان را از صمیم قلب دوست دارم و به نوبه خود عقاید و نظرات شما عزیزان را به روی
چشم میگذارم . ,,,,,,,,,,,,,, سراپرده یگانگی بلند شد به چشم بیگانگان هم دیگر را نبینید . ,,,,,,,,,,, همگی ما خدای یگانه را
میپرستیم و جالب آنکه تنها دیانتی که اسلام را بر حق و از جانب خدا میداند , دیانت بهایی است , اگر ادیان دیگر اسلام
را قبول داشتند که تا بحال همگی مسلمان شده بودند , پس چرا به آزار و اذیت بهاییان کمر همت محکم بسته اند , مگر نه این
است که ما بهاییان برای اثبات این دین الهی از آیات کتب آسمانی و احادیث معتبره برای شما میگوییم پس دلیل این
مخالفتها چیست ? پس چرا با ما در میادین بین المللی به مذاکره نمیشنینند ? ببینند حرف حساب ما چیست , تنها عالمی که
پیشنهاد مذاکره داده است حجت الاسلام انجوی نژاد بوده . ما هم منتظریم , ایشان تنها کاری که از دستش بر آمده این
بوده که از احکام فرعیه شرعیه دیانت بابی ( نه بهای ) خرده بگیرد که آن هم نصف بیشترش دروغ بود که برادر حقیر شما
تعدادی از آن تهمتها را بر ملا کرد , دیگر تا کی میتوان مردم را از حقیقت دور کرد و مانند ابرهای عظیم و دودهای غلیظ
از تابش خورشید حقیقت مانع شد , خدا میداند که این فقها در حق مردم چه قصوری مینمایند , تابش نور خورشید که موجبات
حیات جمیع موجودات است بر بشر مسدود کرده اند این است که بشر امروزه دچار سر در گمی شده و , عده ای سعادت را در بی
دینی میبینند و دسته ای این خلاء را در سیاست و بعضا ستیزه گری و گروه متدین هم که هر کدام حرف خودش را میزند ,
حقیقتا دردی عظیم جهان را رنج میدهد و طبیب حاذقش بهاءالله است و نسخه اش تعالیم بهاءالله , این است که حضرت ولی
امرالله در توقیعی میفرمایند : (( نطفه این نظم بدیع جهانی در بطن عالم تکون یافته است و در زمان حاضر میتوان
جنبشهای اولیه اش را در رحم عصری پر رنج احساس کرد )) و نیز میفرمایند : ( جلوه مدنیت جهانی صفحه ۱۸ ) بشریت اکنون بدون
مقاومت و بی وقفه در حال ورود به چنین دوره ای است و در میان ظلمتی که هر آن بیشتر آدمی را در بر میگیرد میتوان
نخستین طلایع سلطنت لاهوتی حضرت بهاءالله را که از افق تاریخ رفته رفته نمودار میگردد مشاهده نمود ,,,,,,,,,,,,,,, حضرت
عبدالبهاء در باره عظمت این ظهور میفرمایند ( اولیاء پیشینیان چون تصور و تخطر عصر جمال مبارک مینمودند منصعق <
بیهوش > میشدند و آرزوی دقیقه میکردند )) ونیز (( جمیع اولیاء در اعصار و قرون ماضیه گریان و سوزان آرزوی آنی از ایام
الله را مینمودند و در این حسرت از این عالم فانی به عالم باقی شتافتند )) عزیزان عمر محدود است و وقت کم , پس فرصت را
مگذارید باطل شود . جانتان خوش
saye  - جناب اقبالی |1386-3-15 07:01:14
خوشحالم که کمی لحن خود رااصلاح فرمودید
نمیدانم چرا اینقدر شماودوستانتان مثلااقای پژمان عجول هستیدچرافکر
میکنید همه باید یا باشما باشندیا برعلیه شماس
اگردوباره عرایض بنده را مرور فرماییدمتوجه خواهید شد که من نه
تنها با تعالیم بهایی بیگانه نیستم بلکه آشنایی زیادی با آن دارم
دوستان بهایی زیادی دارم وازاین بابت
خوشحالم
عرض بنده برخی از کاستی ها و خطراتی است که به نظرم امد جامعه بهایی با ان درگیر هستند و هیچ کجای عرایض
بنده ناظربه اصول بهایی نبوده که قصد تبلیغ بنده را دارید
چرا که هنوز نمیدانید من چه اعتقاداتی دارم شاید در عمل
از شما بهایی تر باشم
با این اوصاف از این که حتی در شعار هم شده حقیر را در قلب خود جای دادید سپاسگزارم
به عنوان
یک دوست به شما توصیه میکنم اگر مایل هستیدبه کسی نزدیک شوید و او را با هرحقیقتی اشنا کنید نگذارید او احساس کند
با شمادر یک تعامل یکسویه است
هیچ کس کامل نیست و همه محتانیم به یادگرفتن
دنیا پر است از بهاییانی که حضرت
بهاءالله رانمیشناسند
سردبیر |1386-3-16 00:12:24
اسم قلمی به دلیل فروتنی این عزیزان است.
یک خواننده |1386-6-28 04:04:58

> ایام در محاق
> معرفی یک دیانت توسط افرادی که خارج از پیروانش هستند تفاوتهائی
> با نحوه معرفی آن توسط
پیروان خواهد داشت.توصیف دیانت مسیح توسط یهودیان با
> معرفی مسیحیت از نظر مسیحیان و آنچه که مسیحیان درباره
اسلام ارائه می کنند
> با توصیف اسلام از دیدگاه مسلمانان متفاوت است.
> اما یک معرفی و آنطور که
گردآورندگان ایام ادعا می کنند مستلزم
> رعایت شروطی اصلی نظیر عدالت انصاف ادب و امانت است .
> ظاهرا"
نویسندگان ایام معتقدند اگر بتوان با کلمات توهین آمیز
> وعبارات ناشایست و دادن نسبتهای بیشرمانه به هیاکل
مقدسه دیانت بهائی ایشان
> را فاقد وثوق و اعتبار نشان داد خواننده به این نتیجه خواهد رسید که دیانت
> بهائی نیز
نمی تواند اعتبار یابد. البته این روش در تاریخ سابقه دارد. از این
> رودر بعضی از کتابهائی که توسط مسیحیان در
مخالفت با دیانت مقدس اسلام نوشته
> شده کلماتی شرم آور در حق رسول مکرم حضرت
> محمد (ص) دیده می شود. به عنوان مثال
میتوان به کتابی از فرانتز بوهل(1) و
> فصلنامه شماره 1 سال 1966دفتر سراسقف هیلده شیم (2) ونیز مواردی دیگر اشاره
>
کرد.که نگارندگان آنها سالها قبل از نویسندگان ایام از روش اهانت به شارع
> دیانت جدید برای مخالفت با اسلام
استفاده کرده اند.
> البته میتوان نظرات مخالفین یک دیانت را به همراه سیل کلمات توهین
> آمیز و ناشایست در
مجموعه ای جمع کرد.اما قطعا" حاصل کار آنطور که در سرسخن
> ایام ادعا گردیده و نخواهد بود.
> ویزه نامه
ایام اظهار امیدواری می کند که اما مطالعه این مجموعه
> استیصال گردآورندگان آن را از ارائه مجموعه ای علمی آشکار
مینماید. و
> همانگونه که انتشار مطالب موهن درباره دیانت مقدس اسلام اسباب استبصار منصفین
> مسیحی گردیده و
ایشان را به یافتن حقیقت اسلام تشویق نموده است نتیجه انتشار
> این مجموعه سرشار از عصبیت که بصورت رایگان نیز
توزیع شده قطعا" مسلمانان
> منصف راکه تعدادشان نیز کم نیست به مطالعه آثار و عقاید دیانت بهائی ترغیب
> خواهد
کرد.تا ایشان نیز
>
>
> کلمات و جملاتی که در آمده عینا" از ایام نقل گردیده است.
> (1) Das leben Muhammeds
> (2) Hildesheim
>
dabeer  - domain tazeh |1386-8-17 09:02:52
www.negahsite.org
ariya  - soal |1387-7-6 08:50:41
امیرعادل <>

بادرود فراوان خدمت عزیزان بهایی..من یه جوان ایرانیم که دوست دارم با بهاییت بیشتر اشنا شم و علاقه
خاصی به این دین پیدا کردم وامیدوارم که باکمک شما بتونم این دینو بهتربشناسم و باشناختی که بدست میارم بتونم یه
بهایی خوب ومعتقد بشم..یه چیزایی به گوشم خورده که میگن تو دین بهایی بین افراد فرق قاعل میشن مثلا یکی که مسلمون
بوده اگه بخواد بهایی بشه از نظر رتبه در درجه پایینتری نسبت به کسانی که از قبل بهای بودن قرارمیگیره. من دوست
دارم بهایی بشم چون علاقه بهش پیداکردم پس اگه یه بهایی معتقد هستید بهم کمک کنید خدانگهدار درضمن چون پیرامون من
ادمهای متعصبی
زندگی میکنن رعایت حال منو بکنید

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."